تبلیغات
nazism - افسانه هولوکاست یهود

افسانه هولوکاست یهود



مقدمه

در ١٩٣٣ تعداد كل یهودیان در اروپا ٥.٥ میلیون نفر بوده كه اگر تعداد یهودیان در كشورهای متفقین و بیطرف را كسر كینم ٢.٥ میلیون نفر یهودی در اروپا میزیستند كه از این تعداد تنها ٥٠٠ هزار نفر در المان و لهستان ساكن بودند حال چگونه ٦ میلیون نفر از جمعیت ٥٠٠ هزار نفری كشته شده است ؟؟؟ هیچ فرمان و یا دستوری از سوی حزب نازی یا سران و رهبران المان نازی مبنی بر كشتن سوزاندن یهودیان در میان اسناد بدست امده از بعد از فتح المان پیدا نشد. با وجود سازمان های جاسوسی متفقین چرا هیچ نهاد یا سازمان یا فرد یا گروهی تا قبل از فتح كامل المان هیچ اطلاعاتی درباره هولوكاست با سوزاندن اجساد نداشت!!!!! از روش های ادعایی یهودیان مبنی بر سوزاندن و ... هیچ مدركی در دادگاهها موجود نبود بوای مثال هزاران كامیونی كه یهودیان ادعا دارند كه دارای اتاق گاز بودند حتی یك مورد هم كشف نشد. دكتر مارتین بروژات از انستیتو تاریخ معاصر المان كه یك انستیتوی نیمه دولتی است طی یك نامه با ارائه مدارك اعلام كرد در خاك المان در خلال جنگ جهان دوم هیچكسی از طریق اتاق گاز كشته نشده و مدارك دادگاه نورنبرگ كاملا جعلی بودند.. مهندس امریكایی به نام لشتر كه سمت مشاور در امور اعدام در برخی ایالت های امریكا رو بر عهده داره پس از بازدید دقیق و فنی در ١٩٨٨ از اردوگاه های كار اجباری اعلام كرد كه هیچ یك از این مكان ها دارای اتاقك گاز نبود و این دروغی بزرگ است







عكس های انسان های مرده و ناتوان كاملا واقعیت دارد و مایه ی شرم بشریت نیز هست ولی باید دانست چرا این اتفاق ها افتاد ، بیشتر مرگ و میرها در اواخر ١٩٤٤ اتفاق افتاد زمانی كه المان حتی در تامین غذا و سوخت برای مردم كشورش به مشكل برخورد و اولین جایی كه این عدم تامین مایحتاج روزانه در ان اشكار شد اردوگاه های كار احباری بود . هزاران فرد در اثر شیوع بیماری ها و گرسنگی مردند.. تا ١٩٤١ قریب به ٥٠٠ هزار یهودی  از المان خارج شدند ( قراداد هاوارا یا انتقال یهودیان به فلسطین )  ایشمن پیشنهاد مبنی بر خروج ١ میلیون یهودی در ١٩٤٤ به كمپانی یهودی داد در عوض گرفتن ١ میلیون اتوبوس برای انتقال انان اما انگلستان پیشنهاد را ملغی كرد حتی بار دیگر در اواخر ١٩٤٤ نیز دوباره انرا مطرح كرد ولی اینبار اكثر كشورهای اروپایی از دریافت یهودیها منع شدند..
اگر هیتلر یا المان نازی یهودیا را سوزاند چرا تا ١٩٤١ اجازه خروج به نیم میلیون یهود داد ؟؟ چرا در ١٩٣٣ قرارداد هاوارا را با یهودیان منعقد كرد و انان را به اورشلیم فرستاد ؟؟
١٢) حدود ١٥٠ هزار سرباز و ژنرال و فیلد مارشال یهودی در صف اول ارتش رایش سوم درطول جنگ جهانی دوم جنگیدند
هلموت ویلبرگ ژنرال لوفت وافه و طراح حملات بلیتز گریگ ویلهم كایتل " رئیس ستاد ارتش رایش سوم
ورنر گولدبرگ سرباز نمونه ارتش رایش سوم یك یهودی بود كه تصویر او به عنوان سرباز نمونه در تمام مجلات المان چاپ شد
رهبر نظامی مشهور المان یعنی " پال آشر " كه چندین نشان نظامی از هیتلر دریافت كرد یهودی بود
دكتر الكه شرویتز از رهبران اس اس كه اردوگاه یهودی ها تحت نظر او بود یهودی بود
ارتشبد " ارهارد میخ " نیز یهودی بود
" میخ " رئیس شركت لوفت هانزا نیمه یهودی بود
ماترد هنریخ یكی از بلند پایه ترین رهبران نازی یهودی بود
ژنرال ژوهانس زوكرتورت یهودی بود
امی موریس راننده شخصی هیتلر نیز یك یهودی بودن
آقای جوزف جی بورگ زندانی یهودی در اشوویتز ،  دوازدهمین شاهدی بود که برای دفاع و ادای شهادت به تاریخهای 29 و 30 مارچ 1988 فراخوانده شد. ایشان شهادت دادند که در کمپ آشویتز اتاقهای گاز وجود نداشت./// خانم ماریکا فرانک آبرامز زندانی یهودی در اشوویتز : اجازه بدید که توضیح بدهم که اگر چه من در کمپ آشویتز بودم من هیچ چیزی درباره اتاقهای به اصطلاح کشنده گاز نشنیدم. شما میتوانید تصورش را هم بکنید؟؟؟
اقای دکتر بندیکت کاتسکی (3 سال در آشویتس بودند) دیگر زندانی یهودی اشوویتز :
من در یک کمپ بزرگ در آلمان بودم. من باید صادقانه آن را بیان کنم که در هیچ کمپی من هرگز هر چیزی که کمترین شباهتی به اتاقهای موسوم به گاز داشته باشد ندیدم// گفته های 3 نفر از شاهدین یهودی در آشویتز که برای ما بیان کردند نه اتاقهای موسوم به گاز وجود داشته و نه آنها چنین مواردی را مشاهده کرده اند خود دلیل بر جعلی بودن و ساختگی بودن هولوكاست است









سود یهود از افسانه هولوکاست و نتایجش برای اسرائیل. !




ﺍﺯ ﺍﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ 1949 ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺘﻔﻘﯿﻦ
ﻏﺮﺑﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﻦ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﯿﭻ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ ﭘﺬﯾﺮﺵ
ﮔﻨﺎﻩ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻧﺎﺯﯼ ﻫﺎ ﻭ
ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﻬﻮﺩ ..
ﺩﺭ ﺍﻏﺎﺯ 1951 ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺭﺳﻤﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺻﺤﻨﻪ ﺷﺪ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺘﻔﻖ ﭼﻨﺪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ
ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺎ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺴﺎﺭﺍﺗﯽ
ﮐﻪ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ ﯾﮑﻮ ﻧﯿﻢ ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ
ﺑﺮﺍﻭﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ
ﺗﺴﺮﯾﻊ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻫﺎ ﻧﯿﻤﯽ ﺭﺍ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﻭ ﻧﯿﻤﯽ
ﺭﺍ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ .ﻣﺒﻨﺎﯼ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺍﯾﻦ
ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺣﺪﻭﺩ 5000 ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ‏( ؟؟؟‏) ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻫﺮ
ﯾﻬﻮﺩﯼ 3000 ﺩﻻﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ
ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﺮ
ﺩﻭﺵ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻩ ﺣﻖ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﻧﺎﻡ ﻣﻠﺖ ﯾﻬﻮﺩ ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻧﺎﺣﻮﻡ ﮔﻠﺪ ﻣﻦ ‏( ﺭﯾﯿﺲ ﺍﮊﺍﻧﺲ ﯾﻬﻮﺩ‏) ﻭ
ﮐﻨﺮﺍﺩ ﺍﺩﻧﺎﺋﺮ ﺻﺪﺭ ﺍﻋﻈﻢ ﻭﻗﺖ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﮐﻨﺮﺍﺩ ﻣﺒﻠﻎ ﯾﮏ
ﻣﯿﻠﯿﻼﺭ ﺩﻻﺭ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺒﻠﻎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﯼ
ﭘﺬﯾﺰﻓﺖ . ﺍﺩﻧﺎﺋﺮ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ
ﻏﺮﺍﻣﺖ ﺭﺍ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺭﺳﻤﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﮐﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ
ﻫﺎ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .
ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻣﺠﻤﻊ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ
ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ
ﻏﺮﺍﻣﺖ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
23 ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻋﻀﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻊ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ
ﺷﻮﺭﻭﯼ ‏( ﺳﺎﺑﻖ‏) ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﺷﺮﻗﯽ ﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ
ﺣﻈﻮﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﺍﯾﻦ 23 ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ
.1 ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﻭ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﻗﺮﺑﺎﻧﯿﺎﻥ
ﯾﻬﻮﺩﯼ
.2 ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﯿﺐ
ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﻣﺎﻟﯽ
ﺩﺭ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻭ ﻣﺠﻤﻊ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﻠﯽ ﺑﻪ
ﺣﺪﻭﺩ 50 ﻣﻠﯿﻮﻥ ﻣﺎﺭﮎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺍﻟﻤﺎﻥ
ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ ﻫﺎﯼ
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺭﺩ ﺷﺪ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻃﺮﺡ ﺍﺧﺎﺫﯼ ﺧﻮﺩ
ﻓﺸﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﺩﺑﺖ ﻟﻨﺪﻥ
ﺍﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ
ﺍﻟﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ ﺗﺮﺟﯿﺢ
ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻏﺮﺍﻣﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ
ﺩﺭ 7 ﻣﻪ 52 ﻣﻮﺷﻪ ﺷﺎﺭﺕ ‏( ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ‏)
ﺩﺭ ﮐﻨﺴﺖ ‏( ﻣﺠﻠﺲ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ‏) ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﻦ
ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻏﺮﺍﻣﺎﺕ ﻣﻄﺮﺡ ﻧﮑﻨﺪ
ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ‏( ﮐﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ
ﺍﺵ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﻭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻟﻤﺎﻥ
ﻣﯿﺸﻮﺩ‏)
ﻧﺎﺣﻮﻡ ﮔﻠﺪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺟﻮ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﺪﺭ ﺍﻋﻈﻢ
ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ :
ﺍﮔﺮ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ‏( ﺻﻬﯿﻮﻥ ﻫﺎ‏).ﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎ
ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ
ﻫﻤﺪﺭﺩﯼ ‏(؟؟؟‏) ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯿﺎﻥ ﻫﻮﻟﻮﮐﺎﺳﺖ
ﺍﺳﺖ .ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﯾﻬﻮﺩﯼ ‏( ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻧﮕﺎﺭ ﯾﻬﻮﺩ‏) ﺩﺭ
ﻟﻨﺪﻥ ﻧﯿﺰ ﻃﻠﺐ ﮐﺎﺭﺍﻧﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ :
ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﯾﻬﻮﺩ ﺩﺭ
ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻭ
ﺑﺴﯿﺞ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .
ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻓﺸﺎﺭ ﻫﺎ ﺻﺪﺭ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﻥ
ﻭﺯﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺳﻪ ﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ
ﻣﺎﺭﮎ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﮐﺮﺩ .
ﺗﻮﺍﻓﻖ ﻧﺎﻣﻪ ﻟﻮﮐﺰﺍﻣﺒﻮﺭﮒ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺍﻣﻨﯿﺖ
ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﮔﻠﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﺪ :
ﮐﺎﻻ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺍﺯ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺍﯾﻦ
ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﺗﺴﻬﯿﻼﺕ ﺭﺍ
ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯿﺸﺪ .
ﺧﻄﻮﻁ ﺭﺍﻩ ﺍﻫﻦ .ﺗﻠﻔﻦ. ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻭ ﻟﻨﮕﺮ ﮔﺎﻩ
ﻫﺎ ﻃﺮﺡ ﻫﺎﯾﺎﺑﯿﺎﺭﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﺪﻭﻥ
ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻏﺮﺍﻣﺖ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯿﺸﺪ ...
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻭﯼ ﺩﺭ 1976 ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﻭﻧﻦ ﻏﺮﺍﻣﺖ
ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎﯼ
ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ . ﺗﻤﺎﻡ ﻗﻄﺎﺭ ﻫﺎ ﺍﻟﻤﺎﻧﯽ ﺍﻧﺪ ...
ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺍﻟﻤﺎﻧﯽ ﺍﻧﺪ . ﺑﺨﺶ ﺍﻋﻈﻢ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻭ ...
ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﺗﻌﯿﯿﻦ
ﺷﺪﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ‏( ﻣﺒﺎﻟﻎ ﻏﯿﺮ ﺭﺳﻤﯽ‏) ﺑﺤﺪﯼ
ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﺩﺯﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪﻩ 2 ﯾﺎ 3 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﺧﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ
ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ .
ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﮐﺎﻻ ﻫﺎﯼ ﺍﻟﻤﺎﻧﯽ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﻭ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺑﻨﺪ ﺣﯿﻔﺎ ﻣﯿﺸﺪﻧﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ‏(1965‏)
ﻧﺎﻭﮔﺎﻥ ﮐﺸﺘﯽ ﺭﺍﻧﯽ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺍﻟﻤﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﺭﺍﻩ ﺍﻫﻦ ﻭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺫﻭﺏ ﻓﻮﻻﺩ
ﺍﮐﺮ ‏( ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻠﯽ‏) ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺍﻟﻤﺎﻧﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ
ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻠﯽ ﺑﺼﻮﺭﺕ
ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻏﺮﺍﻣﺖ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ


ﻟﯿﺴﺖ ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺯﯾﺮ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺮﺍئیل



.1 ﺍﺣﺪﺍﺙ 5 ﻧﯿﺮﻭ ﮔﺎﻩ ﺑﺮﻕ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1953
ﺍﻟﯽ 1956
.2 ﺍﺣﺪﺍﺙ 280 ﮐﯿﻠﻮ ﻣﺘﺮ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺏ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ
ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ
.3 ﺗﺤﻮﯾﻞ 65 ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺷﺎﻣﻞ 4 ﻗﺎﯾﻖ ﻣﺴﺎﻓﺮ
ﺑﺮﯼ
.4 ﺑﺎﺯ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﻧﻮ ﺳﺎﺯﯼ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﮕﺮﺍﻑ ﻭ
ﺗﻠﻔﻦ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ‏( ﺩﺭ ﺣﺠﻢ ﻭﺳﯿﻊ‏)
.5 ﺗﺎﺳﯿﺲ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﺲ ﻭ ﺫﻭﺏ ﻓﻮﻻﺩ
.6 ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺳﺎﺯﯼ ﺧﻄﻮﻁ ﺭﯾﻠﯽ ‏( ﺩﺭ ﺣﺠﻢ
ﻭﺳﯿﻊ‏)
.7 ﻭﺍﮔﺰﺍﺭﯼ 200 ﻭﺍﮔﻦ ﺑﺎﺭﯼ 156 ﻭﺍﮔﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮﯼ
ﻭ 48 ﻟﻮﮐﻮﻣﺘﯿﻮ ﺩﯾﺰﻟﯽ
.8 ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 200000 ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
ﻣﺰﺍﺭﻉ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ
.9ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﯽ
.1 ﺗﺎ ﺳﺎﻝ 1963 ‏(ﻣﯿﻼﺩﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﺎ ﻣﯿﻼﺩﯼ
ﻣﯿﺒﺎﺷﻨﺪ ‏) 20 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﻣﺎﺭﮎ
.2 ﺗﺎ ﺳﺎﻝ 1984 ﻣﺒﻠﻎ ﺑﻪ 70 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺳﯿﺪ
.3 ﺍﻭﺍﺧﺮ 1987 ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ 300
ﻣﻠﯿﻮﻥ ﻣﺎﺭﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ
.4 ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ 80 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﻣﺎﺭﮎ
ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ‏( ﺭﺳﻤﯽ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﻏﯿﺮ ﺭﺳﻤﯽ ﻃﺒﯿﻌﺘﺎ ﺑﯿﺶ
ﺗﺮ ﻣﯿﺒﺎﺷﻨﺪ ‏)
.5 ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ 1/1 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﻣﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻊ
ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﻤﻮﺩﻩ . ﺣﺪﻭﺩ 647 ﻣﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ
.6 ﺩﺭ 4 ﺍﮐﺘﺒﺮ 1998 ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 102 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ
ﻣﺎﺭﮎ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ 62 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻧﺮﺥ ﺳﺎﻝ 1998
ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﻩ
.7 ﺍﻧﻮﺍﻉ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﺪﻭﺩ
75 ﻣﻠﯿﻮﻥ ﻣﺎﺭﮎ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺭﺳﻤﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
.8 ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺣﺪﻭﺩ 24 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﻣﺎﺭﮎ
ﺩﯾﮕﺮ ‏( ﺣﺪﻭﺩ 15 ﻣﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ ‏) ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ .






پس آن مرد برهنه یهودی کجاست؟
عکس مشهور هولوکاست به طور اتفاقی در روزنامه نیویورک تایمز انتشار یافت بدون حضور مرد برهنه یهودی!خب چگونه این اتفاق افتاد؟
بررسی دقیق روی نسخه واقعی عکس،دستکاری ماهرانه ای را نشان می دهد که در اتاق تاریک(اتاق مخصوص چاپ عکس) انجام گرفت تا مرد برهنه یهودی را به آن اضافه کنند.تا به اثرگذاری عکس کمک کند.
آیا اکنون درک می کنید که چرا یهودیان در سطح بین الملل سخت تلاش می کنند تا از تحقیقات دادگاهی و تاریخی هولوکاست جلوگیری کنند؟!







جسد، مرگ بر اثر گاز تزیکلون ب



ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺩﺭ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻫﻠﻮﮐﺎﺳﺖ

ﻣﻮﻧﻮﮐﺴﯿﺪ ﮐﺮﺑﻦ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺩﻭ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ
ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺗﺮﺑﻠﯿﻨﮑﺎ ،ﺳﻮﺑﯿﻮﺑﺮ ، ﺑﻠﺰﮎ ﻭ ﺟﺎﻫﺎﯼ
ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﺍﺯ
ﺳﯿﺎﻧﻮﺭ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﮔﺎﺯ ﺗﺰﯾﮑﻠﻮﻥ – B ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ
.ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﭼﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ
ﮔﯿﻼﺳﯽ ﺭﻭﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﺟﺴﺎﺩ ؟
ﺍﺟﺴﺎﺩ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ CO ﺟﺰ ﺩﺭ
ﻣﻌﺪﻭﺩ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻗﺮﻣﺰ ﮔﯿﻼﺳﯽ
ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﺭ ﺷﺎﻫﺪﺍﻥ ﻋﯿﻨﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻭ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﺟﻪ
ﭼﻨﯿﻦ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﺑﺪﻥ ﯾﺎ
ﺁﺑﯽ ﺍﺳﺖ ‏( ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﮐﻮﺭﺕ ﮔﺮﺷﺘﯿﻦ‏) ﯾﺎ
ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ
ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﺸﺎﻥ
ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﺴﻤﻮﯾﺖ ﺍﺟﺴﺎﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﯿﺎﻧﻮﺭ ﻭ ﻣﻮﻧﻮﮐﺴﯿﺪ
ﮐﺮﺑﻦ ﺍﺳﺖ





جسد، مرگ بر اثر گاز تزیکلون ب



ساده‌ترین دلیل معتبر برای بدبین بودن به ادعاهای نسل‌كشی (هولوکاست) ساده‌ترین دلیل قابل‌تصور نیز است ؛

این دلیل كه: در پایان جنگ آنها (یهودیان) هنوز زنده بودند.

دکتر ریموند گادوین


قسمت اول:

یك استاد تاریخ دانشگاه‌های آمریكا افسانه‌ نسل‌كشی یهودیان معروف به هولوكاست و هم‌چنین استدلالات و مباحث مخالفین وجود چنین پدیده‌ای را مورد بررسی قرار داد.
 
پرفسور ری گودوین (Ray Goodwin)، استاد تاریخ در دانشگاه‌های آمریكا، با ارائه مقاله‌ای در نشریه "بارنزریویو " (Barnes Review)، استدلالات و عقاید به اصطلاح "منكرین هولوكاست " را به طور خلاصه تشریح كرده است.
پرفسور ری گودوین در ابتدا با اشاره به منطقه ممنوعه‌ای كه هولوكاست را در میان گرفته و آن را از هر گونه بحث و بررسی علمی دور نگه داشته، می‌نویسد: چگونه یك نفر كه زمین را صاف می‌داند می‌فهمد كه زمین واقعا گرد است؟ چگونه فرد آنچه را كه دهه‌های متمادی به عنوان "حقیقت مطلق " انگاشته می‌شد كنار كنار گذارده و یك جهان‌بینی كاملا متضاد با آن را می‌پروراند؟ بسیاری از محققین صادق شغل خود را از دست داده‌اند و زندگی كاری خود را ویران‌شده یافته‌اند تنها بدین علت كه جرأت كرده و داستان "هولوكاست یهودی " را آشكارا زیر سؤال برده‌اند. هولوكاست برخلاف اكثر وقایع تاریخی "غیر قابل سؤال " و "ورای هر گونه بحث و جدل " انگاشته می شود. چه كسانی هولوكاست را اینگونه فرض می‌كنند و چرا؟ این آن چیزی است كه باید بدانید. چرا این موضوع چنان مقدس و خارج از دسترس تحقیقات صادقانه قرار داده شده است؟
نویسنده در ادامه مطلب فوق می‌افزاید: مطلبی كه در زیر می‌آید نتیجه تلاش كسی است كه جرأت كرد به مانند دوروتی (شخصیت اصلی داستان جادوگر شهر اوز) باشد و تصمیم گرفت تا بر ترس ناشی از صدای مهیب "اوز " غلبه یافته و پرده را پایین بكشد و بدین ترتیب مشخص سازد كه صدای هولناك و تصویر خداگونه‌ای كه همه مردم را می‌ترساند چیزی نبود جز یك مرد مو سفید با یك بلندگو.
پروفسور گودوین در مورد زمان نگارش مقاله حاضر و هدف از نگاشتن آن می‌نویسد: مقاله كنونی ابتدا در سال 1991 نگاشته شده و اخیرا نیز مورد ویرایش و به روز رسانی قرار گرفته است. نویسنده امیدوار است عامه مردم نیز بتوانند در تلاش برای یافتن حقیقت سهیم شوند و نشان دهند كه برای كشف حقایق ساده جهان نیازی نیست كه حتما یك محقق و یا عالم دهر بود. دشمن می‌داند كه می‌تواند محققین و صدای آنها را كنترل كند؛ آنچه آنها از آن واهمه دارند اینست كه مردم عادی نیز شروع به زیر سؤال بردن اعلانات آنها بالاخص در حوزه اعداد، نمایند. امید است كه تجربه شخصی نگاشته شده در اینجا بتواند راهنمایی سودمند بوده و شما را "مسلح سازد " تا در آینده حامیان افسانه‌های خوار، پرهزینه و جبون را بیش از بیش زیر سؤال برید.
پرفسور گودوین در باره ادعاهای بازماندگان هولوكاست می نویسد: "مدرك نادرستی كه واقعی به نظر می‌رسد " عبارتی است كه در هنگام مواجهه با هر نوع داستان مرتبط با اردوگاه‌های مرگ ناسیونال‌سوسیالیسم آلمانی باید آن را به خاطر آورید. "مدرك نادرستی كه واقعی به نظر می‌رسد " برچسب موجود بر روی تمام داستان‌هایی است كه "شاهدین عینی " و "بازماندگان " هولوكاست تعریف می‌كنند. این ادعاها و اتهامات برای مدت‌های مدیدی بدون هیچ نوع چالشی به صورت امر مسلم پذیرفته می‌شدند. این نه یك فرد، بلكه یك ملت است كه متهم و محكوم به كشتار دسته‌جمعی شده و هیچگاه اجازه داده نشده كه از خودش دفاع كند. خود را در این موقعیت قرار دهید: می‌دانید كه بی‌گناه هستید. همه اسناد دادگاه‌پسند، علمی و جمعیت‌شناختی نشان‌دهنده بی‌گناهی شما هستند اما اجازه ندارید كه از آنها استفاده نمایید. قبل از اینكه دادگاه آغاز شود شما را گناهكار اعلام كرده‌اند. این قضیه جریان روی بین (Roy Bean)، قاضی اهل تگزاس را به یاد می‌اندازد. زمانی یك متهم از وی پرسیده بود: "آیا مرا در دادگاهی عادل محاكمه می‌كنید؟ " وی در جواب گفته بود: "آری اول تو را در دادگاهی عادل محاكمه می‌كنیم و سپس دارت می‌زنیم. "
این تاریخ‌نگار آمریكایی در ادامه نقد اسناد و مدارك اثبات هولوكاست می‌نویسد: امیدوارم بعد از خواندن این مطلب خود را در مقام اتهام قرار دهید و از كسانی كه شما را متهم به این جنایات شنیع كرده‌اند سؤالاتی بپرسید. هیچ چیز به جز یك پاسخ مشروع را قبول نكنید، نه اجازه دهید طفره روند و نه بگذارید جوشش احساساتشان بر شما غلبه یابد. هر كسی كه اتهام نسل‌كشی را وارد می‌كند باید از آن دفاع نماید و البته منظور من دفاع با استفاده از عكس‌های دروغین و ساختی و یا عباراتی چون "از دوست دوستم شنیدم كه برادرزنش می‌گفت... " نیست. آنهایی كه یك شماره خالكوبی شده بر روی بدنشان را به عنوان سندی برای اثبات نسل‌كشی ارائه می‌كنند تنها و تنها یك چیز را ثابت كرده‌اند، اینكه بر روی بدنشان خالكوبی دارند. به بیان دیگر، باید ادعاهای این شاكیان را نیز طبق استاندارهایی كه در مورد دیگران اعمال می‌شود مورد بررسی قرار داد.




اینجا اردوگاه کار اشویتس است و زندانیان ازاد شده با لباس هایی اراسته.!
آیا نشانی از فلاکت، ضعف جسمانی در انها مشاهده میکنید.؟

کمی تأمل.!


در ادامه مقاله می خوانیم:وظیفه اثبات ادعاها بر عهده آنهاست و البته تاکنون نتوانسته اند هیچ سند و مدرك مشروعی ارائه كنند بجز همان "مدرك نادرستی كه واقعی به نظر می‌رسد ". آنها تصویر یك چاقو را نشان داده و می‌گویند "این چاقو 24 نفر را كشته است. " بیاد داشته باشید كه همه چیزی كه آنها نشان داده‌اند تصویر یك چاقو است. آنها باید گفته‌های خود را ثابت كنند در غیر این صورت همه های و هویی كه به راه انداخته‌اند فقط حرف‌های توخالی و پوچ است. (علاوه بر این چاقو‌ها انسان‌ها را نمی‌كشند. بلكه انسان‌ها هستند كه انسان‌ها را می‌كشند.)
پرفسور گودوین با اشاره به دادگاه‌های نورمبرگ و جریان محاكمه نازی‌های به اتهام نسل‌كشی یهودی‌ها می‌نویسد: در یك دادگاه عادل كه شاهدین به طوری رسمی قسم می‌خورند و مجبور به گفتن حقایق می‌شوند، هر وكیل كاربلدی می‌تواند نادرستی ادعاهای آنها را به راحتی ثابت كند. مشكل اصلی آنهایی كه می‌خواهند این نادرستی را درست كنند یافتن چنین دادگاه عادلی است. نمی‌توان در دادگاهی كه قاضی خود بخشی از گروه دادستانی است و می‌داند كه در صورت برگزاری یك محاكمه عادلانه ممكن است حیات شغلی‌اش به پایان برسد، امید به كسب پیروزی داشت.
از اطلاعاتی كه در اینجا دریافت می‌كنید استفاده كنید تا آنها (مدعیان وجود هولوكاست) را به مانند اسپندی بر روی آتش سازید. این پدیده تنها یك مجادله تاریخی نیست بلكه یك جنگ است و تاكنون حقیقت بزرگترین بازنده این میدان بوده است. آشفتگی و رنج حاصل از این شكست نشان خوبی برای آینده بشریت نیست.
پرفسور گودوین در مورد چگونگی اغاز تحقیقاتش در مورد هولوكاست می‌نویسد: من تحقیق و تفحص خود برای یافتن حقیقت در مورد نمایش پر سرو صدای "هولوكاست " را در سال 1974 آغاز كردم. من نیز به مانند هر آمریكایی معمولی ادعاهای "بازماندگان "، فیلم‌ها و تصاویر نشان داده شده در برنامه‌های روزمره رسانه‌ای و اعلامیه‌های پخش شده از تریبون‌ها در مورد "اقدامات وحشتناك برای نابودی " یهودیان توسط آلمان هیتلر را بی‌چون و چرا می‌پذیرفتم. چه چیز مرا تحریك كرد تا درباره این جنایت توصیف‌ناپذیر تحقیق كنم؟ جواب: مطالعه كتابی به نام "آیا واقعا شش میلیون یهودی كشته شدند؟؛ تجربه من در كارخانه‌های شیمیایی و كار با هیدروژن سیانید؛ و هم‌چنین خواندن اظهارات "بازماندگان " در دادگاه‌های پس از جنگ كه افسانه كشتارهای دسته‌جمعی معروف به "هولوكاست " را بنیان نهادند.
این استاد تاریخ دانشگاه‌های آمریكا با اشاره به واژه‌شناسی عبارت "هولوكاست "، می‌افزاید: اولین كاری كه در راه كشف حقیقت انجام دادم یافتن تعریفی برای واژه "هولوكاست " بود كه در كتاب‌های بی‌شماری كه درباره این موضوع نگاشته شده می‌توان به راحتی بدان دست یافت. تعریف مذكور چنین است: "نابودی برنامه‌ریزی شده حدودا 6 میلیون نفر از اعضای نژاد یهودی، توسط آلمان ناسیونال‌سوسیالیست، عمدتا با استفاده از گاز زیكلون - بی (Zyklon B) (ماده‌ای شیمیایی حاوی هیدروژن‌سیانید) در اردوگاه‌های مختلف جنگ‌ جهانی دوم. " با توجه بدین تعریف تحقیقاتم را آغاز كردم.
آنهایی كه این دیدگاه رسمی را به چالش می‌كشند با نام "پیروان مكتب تاریخ حقیقی " (Revisionists) خوانده می‌شوند و موضع آنها نیز از این قرار است: هیچ تلاشی از جانب آلمان سوسیال‌ناسیونالیست برای نابود نژاد قومیت یهودی انجام نگرفته؛ شش میلیون نفر از یهودی‌ها نمرده و هیچ یهودی‌ای در معرض خفگی با گاز قرار داده نشده است. محققین مكتب تاریخ حقیقی نیز قبول دارند كه در اردوگاه‌ها بر اثر بیماری، گرسنگی و وضعیت اسفناك جنگی افراد زیادی جان خود را از دست دادند، اما اتاق‌های گاز (و "كوره‌های گاز "، معنایش هرچه‌ كه هست) به منظور نسل‌كشی، هیچگاه وجود خارجی نداشته‌اند. محققین مكتب تاریخ حقیقی آنهایی را كه دیدگاه رسمی را می‌پذیرند با عنوان "نابودی‌گرایان " (exterminationists) می‌خوانند.
پرفسور گودوین نحوه آشنایی خود با آثار به اصطلاح "منكرین هولوكاست " را چنین بازگو می‌كند: آنچه كه به محض آغاز تحقیقات نظر محقق حاضر را جلب كرد مباحثات و استدلال‌های معتبر محققین مكتب تاریخ حقیقی علیه وجود برنامه انهدام یهودی‌ها بود. عدم امكان تكنیكی و فیزیكی وجود اتاق‌های گاز و كوره‌های آدم‌سوزی آنگونه كه "شاهدین عینی " در دادگاه‌های پس از جنگ توصیف كرده بودند، فورا به صورت حقیقت علمی هویدا گردید. متأسفانه هیچگاه به مدافعین اجازه ندادند كه این ادعاها را زیر سؤال برند و یا آن شاهدین عینی را مورد استنطاق و بازجویی دقیق‌تر قرار دهند. قبل از اینكه این ادعاها را تجزیه تحلیل نماییم منشأ پیدایش "انكار " را مورد بازبینی قرار می‌دهیم تا بتوانیم مجادلات و مباحثات محققین مكتب تاریخ حقیقی را بهتر بفهمیم.
در ادامه مقاله حاضر به تشریح چگونگی آغاز نهضت حقیقت‌جویی در مورد تاریخ هولوكاست پرداخته می‌شود.



دروغ هولوکاست.!
ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ ﺩﺍﺧﺎﺋﻮ که ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.!
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺷﺨﺺ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﭘﺲ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟


پرفسور پل رازینیر (Paul Rassinier) از فرانسه اولین کسی بود که در سال 1961 در کتابی ادعاهای مربوط به نسل کشی را زیر سوال برد. (پی. یوكی (P. Yockey) در كتابی به نام "قدرت مطلقه "، چاپ 1948، در مورد این ادعاها ابراز تردید كرد اما مستقیما بدین موضوع نپرداخت.) رازینیر، سوسیالیست عضو نهضت مقاومت فرانسه در طی جنگ جهانی دوم توسط آلمان‌ها دستگیر شده و به اردوگاه‌های بوچنوالد (Buchenwald) و سپس دورا - میتلباو (Dora-Mittelbau) منتقل شد. وی در سال 1945 آزاد شد و در حالیكه از ناتوانی جسمی رنج می‌برد به فرانسه بازگشت و اندك مدتی بعد از آنچه می‌دید و می‌شنید بهت‌زده شد. وی سپس علیه ادعاهای مرتبط با "نسل‌كشی " در اتاق‌های گاز طغیان كرد بالاخص زمانی كه این ادعاها در مورد دو اردوگاه محل زندانی وی مطرح می‌گشتند.
نویسنده در ادامه به معرفی آثار پرفسور رازیر در حوزه "انكار هولوكاست " می‌پردازد: وی زمانی كه در این اردوگاه‌ها ساكن بود هیچ یك از این فعالیت‌های مورد ادعا را مشاهده نكرده بود (و البته یقینا رازیر عاشق آلمان‌ها نبود). وی ابتدا كتابی با موضوع نابودی یهودیان با عنوان "دروغ اولیسز " منتشر كرد، سپس در سال 1964 كتاب دیگری با نام "درام یهودیان اروپا " به رشته تحریر درآورده و در آن افسانه "هولوكاست " را زیر سؤال برد.
پرفسور گودوین در ادامه معرفی آثار اولیه محققین مكتب تاریخ حقیقی در باب هولوكاست می‌نویسد: سال 1976 مقارن شد با انتشار یك رساله مستند و جامع توسط دكتر آرتور آر. بوتز (Arthur R. Butz) از دانشگاه نورث‌وسترن (Northwestern). وی در این رساله با عنوان "فریب قرن بیستم " ادعاهای مرتبط با نسل‌كشی را با توجه به آمارهای جمعیتی قبل و پس از جنگ تشریح كرد. وی هم‌چنین نقش حیاتی دادگاه‌های متفقین و نقش پر اهمیت آنها در نهادینه شدن این افسانه را نیز مورد واكاوی قرار داد: "... با توجه به عدم انتشار هیچ نوع سند و مدرك در این دادگاه‌ها می‌توان گفت كه در حقیقت هیچ سند و مدركی كه نشان دهد برنامه‌ای برای كشتار یهودی‌ها تدوین شده بود، وجود ندارد.... اگر این دادگاه‌ها برگزار نمی‌شدند، آنهایی كه ادعا می‌كنند برنامه نسل‌كشی وجود داشته در صورت به چالش كشیده شدن نمی‌توانستند به هیچ سند و مدركی، به جز چند كتاب معدود، اشاره كنند؛ آن هم كتاب‌هایی كه ادعاهای‌شان درست به مانند ادعاهای آن افراد بی‌پایه و اساس بود. "
پرفسور گودوین در ادامه و با توجه به مطالب بالا بیان می‌كند كه اصلا جرمی انجام نگرفته كه لازم باشد دادگاهی برای بررسی آن تشكیل شود: بنابراین مهمترین مسأله پیش روی محاكمه متهمین به ارتكاب كشتار دسته‌جمعی این بود كه، برعكس قتل‌های دیگر، در اینجا در مورد وقوع جرم یك تردید بجا و بحق وجود داشت. " بوتز در ادامه می‌نویسد: "این مسأله می‌تواند خواننده‌ای را كه برای مدت‌های مدیدی داستان نابودی یهودیان را كاملا درست می‌پنداشت، دچار بهت و حیرت كند. مسائل زیادی وجود دارند كه این دیدگاه را تأیید می‌كنند و برخی از آنها چنان ساده هستند كه خواننده را بیشتر دچار بهت و حیرت می‌كنند. ساده‌ترین دلیل معتبر برای بدبین بودن به ادعاهای نسل‌كشی ساده‌ترین دلیل قابل‌تصور نیز است؛ این دلیل كه: در پایان جنگ آنها هنوز زنده بودند. "
پرفسور گودوین در ادامه معرفی آثار محققین مكتب تاریخ حقیقی به یكی دیگر از نویسندگان به اصطلاح "منكر هولوكاست " اشاره می‌كند: والتر ان. سانینگ (Walter N. Sanning) با انتشار كتابی به نام "انحلال یهودیت در اروپای شرقی " در سال 1983، اظهارات بوتز را مورد تأیید قرار داد. در این اثر جمعیت‌شناختی جامع و دقیق، اسناد و مداركی ارائه شده‌اند كه نشان می‌دهند بخش اعظمی از یهودیان "نابود شده " در حقیقت زنده ماندند و اكثرا در كشورهایی چون اتحاد جماهیر شوروی، فلسطین و آمریكا جذب شدند. پرفسور سانینگ مكتب فكری نابودگرایانه را به چالش كشیده و می‌نویسد: "هدف از این تحقیق بررس میزان حقیقت در داستان "هولوكاست " نبود. بلكه ما می‌خواستیم مسیر حركت جمعیت یهودی را در قبل، حین و بعد از جنگ جهانی دوم مشخص سازیم.... اگر رویدادها آنگونه كه در اینجا نشان داده شده‌اند در تضاد با تابوهای تاریخ‌نگاران معاصر هستند، این آنها هستند كه باید در موضوع غیرقابل دفاع خود تجدید نظر كنند. "
نویسنده در ادامه بررسی كتاب‌های "منكرین هولوكاست " به یكی از جامع‌ترین آثار این حوزه اشاره می‌كند: دكتر چارلز ای. وبر (Charles E. Weber)، در كتابچه‌ای با عنوان "هولوكاست - 120 سؤال و جواب " با رهیافتی صادقانه و ساده شاهكاری را ارائه می‌كند كه باعث برانگیختن قوه اندیشه انسان درباره موضوع می‌گردد.




براستی کدام هولوکاست؟!





اتاق گاز هرگز وجود نداشته است.یک فریب است.



(1) هولوكاست یك تجارت بزرگ مالی است كه سود بسیار داشته و باعث برانگیختن فریب‌آمیز حس همدردی در میان دیگران می‌‌شود؛
(2) مسأله فلسطین؛ و
(3) نیرو و قدرت زیادی كه از جانب صهیونیست‌ها و دیگر یهودی‌ها بر دولت‌ها و رسانه‌های جهان، بالاخص بر سیاست خارجی و داخلی آمریكا اعمال می‌شود.
دكتر گودوین در تبیین منافع مالی "صنعت هولوكاست " برای حامیان این افسانه می‌نویسد: بسیاری از آمریكایی‌ها از میلیارد‌ها دلاری كه به جیب یهودی‌ها و اسرائیل سرازیر شده بی‌خبر هستند. جالب است كه دولت اسرائیل در زمان نسل‌كشی ادعایی حتی وجود خارجی نیز نداشت. مبلغی كه به این "قربانی‌ها " پرداخت شده بر اساس رقم افسانه‌ای "6 میلیون " محاسبه شده و این غرامت‌ها هنوز هم ادامه دارند و هر گونه كاهش در این مبالغ كثیر می‌تواند برای دریافت كنندگان آن غیر
 قابل تحمل باشد. در حیقیت اگر یافته‌های محققین مكتب تاریخی حقیقی پذیرفته شوند در آن صورت غازی كه برای یهودی‌ها تخم‌های طلا می‌گذارد ناگهان ناپدید خواهد شد. از طرف دیگر، آنهایی كه مجبور شدند به مدت چندین دهه عواقب جنایات نكرده‌شان را تحمل كرده و تاوان آنها را بپردازند ممكن است بخاطر آنچه بر سرشان آمده كمی ناراحت شوند.
نویسنده در ادامه بررسی "صنعت هولوكاست " به تشریح نقش این پدیده در تشكیل اسرائیل می‌پردازد: اسرائیل در سال 1948 و بیشتر به علت همدردی‌هایی فزاینده‌ای كه بر اساس این ادعاهای احمقانه در مورد نسل‌كشی مطرح گشته بودند، تشكیل شد. انگلستان سرزمین فلسطین را به صهیونیست‌ها داد تا در آن میهنی برای یهودی‌ها ایجاد نمایند. فلسطینی‌ها نیز به مانند آلمان‌ها قربانی این دروغ بزرگ شدند و از آن زمان به بعد از خانه خود آواره شده و تحت شكنجه قرار گرفتند. آنها نه تنها قربانی صهیونیسم بلكه قربانی جهانی جاهل و گمراه شده‌اند كه نمی‌خواهد شكوه‌ها و رنج‌های آنها را بشنود - جهانی كه نمی‌خواهد چندین دهه بی‌عدالتی را پایان بخشد.
در ادامه مقاله به نقش دولت‌ آمریكا و رسانه‌های بین‌المللی در ترویج افسانه هولوكاست پرداخته شده: دولت آمریكا و شبكه‌های جهانی نقشی اساسی در پیدایش افسانه نسل‌كشی ایفاء نمودند. از آن رو است كه هر دوی این نهادها به یافته‌های مكتب تاریخ حقیقی پشت كرده‌اند و به همین دلیل است كه آنها بر حملات صورت گرفته علیه فلسطینی‌ها و محققین مكتب تاریخ حقیقی بی‌تفاوت مانده‌اند. این دو نهاد در تلاشند تا نظریه‌های نابودی و نسل‌كشی یهودیان را بیش از پیش ترویج كنند. چندین ایالت "آموزش هولوكاست " را در مدارس اجباری كرده‌اند؛ پول‌های مالیات دهندگان آمریكایی صرف موزه‌ها و دیگر یادبودهای "هولوكاستی " می‌شوند. هیچ لابی سیاسی در آمریكا نمی‌تواند بیش از كمیته فعالیت سیاسی یهودی بر انتخاب یا عزل نامزدهای سیاسی تأثیر گذارد.
در ادامه به بررسی تأثیر هولوكاست بر آزادی‌های مدنی و آزادی بیان پرداخته می‌شود: اینها عوامل استقرار افسانه هولوكاست هستند و نشان می‌دهند كه چرا سیاستمداران درباره این موضوع سكوت پیشه كرده‌اند. سازمان‌های یهودی به طور مداومی سطوح مختلف دولت را تحت فشار می‌گذارند تا قانون‌هایی را بپزیرند كه بر اساس آنها تردید و یا زیر سؤال بردن هولوكاست جریمه‌های مالی سنگین و حبس‌های طولانی‌ مدت به دنبال خواهد داشت. تلاش‌های آنها در بسیاری از كشورهای خارجی نتیجه داده است و در تلاش‌هستند تا علی‌رغم قانون اساسی مقدس ما و حفاظت مطلق آن از آزادی بیان و اندیشه این فرایند را در آمریكا نیز پیاده كنند.
دكنر گودوین در /ادامه سؤالی بدین صورت مطرح می‌كند: چرا اعضای كلیدی آمریكا در این سالیان دراز همیشه در برنامه های مرتبط با جاودانه‌سازی و حمایت از هولوكاست شركت كرده‌اند؟ وی در جواب سؤال خود می‌نویسد: بدون وجود ادعای نسل‌كشی،‌ جنبه‌های مختلفی از فعالیت‌های دولت روزولت در دوران جنگ و هم‌چنین آغاز آن می‌تواند مورد موشكافی قرار گیرد و نتایج عاید از آن كشور را در ناآرامی فرو برد. داستان تردید برانگیز حمله "غافلگیرانه " به پرل‌هاربر، پنهان كردن كشتار افسران لهستانی توسط شوروی در كاتین (Katyn) (و مقصر جلوه دادن آلمان‌ها)، عملیات كیل‌هاول (Keelhaul)، بمباران‌های وحشیانه اهداف غیرنظامی، و تجاوزات جنسی و غارت‌هایی كه توسط نیروهای شوروی، متفقین غربی و نیروهای مقاومت صورت می‌گرفت را تنها می‌توان "جنایت‌های جنگی " نامید.
اما با وجود ادعاهای نسل‌كشی علیه آلمان، تمام این اقدامات هم‌چنین تصمیم روزولت، چرچیل و استالین قبل از آغاز جنگ برای تقسیم آلمان و اروپا "توجیه " می‌شود. بهرحال، هر ملتی كه مرتكب نسل‌كشی، بالاخص علیه یهودی‌های، بشود مستحق هر نوع تنبیه و مجازاتی است.
مؤلف در ادامه مقاله به واكنش‌های حامیان هولوكاست در برابر استدلالات و براهین محققین مكتب تاریخ حقیقی پرداخته و می‌نویسد:


شاید تنها اگر به ادعاهای محققین مكتب تاریخ حقیقی گوش فرا داده شود صحت و درستی آنها نمودار گردد. اما استماع این ادعاها با مخالفت شدید یهودی‌ها و نوكرهای آنها در دولت و رسانه‌ها مواجه می‌شود. تنها جواب آنها بدین تحقیقات انجام حملات شخصی است حملاتی چون ایراد ضرب و جرح (فوریسون)، تخریب ابزار امرار معاش (لویشتر و دیگران) و زندان (رودلف، زوندل و دیگران). باید از خود بپرسیم كه اگر محقین مكتب تاریخ حقیقی احمق‌هایی هستند كه به "صاف بودن زمین " معتقد هستند و اگر یهودی‌ها و طرفداران نظریه نابودی تمام برگ‌های برنده را در دست دارند بنابراین از چه می‌ترسند؟
دكتر گودوین در ادامه مقاله‌ و در بخش نتیجه‌گری می‌نویسد: اگر مؤلف در حین مواجهه با این موضوع عصبانی به نظر می‌رسد دلیلش این است كه واقعا عصبانی هستم. پس از بررسی جنبه‌های مختلف موضوع، مشاهده مدراك مستدل و علمی ارائه شده از جانب محققین مكتب تاریخ حقیقی و شنیدن سخنانی كه اجازه پخش در دادگاه‌های نمایشی پس از جنگ را نیافتند به سادگی بدین نتیجه رسیدم كه این "هولوكاست " چیزی بیش از یك "دروغ بزرگ " نیست. باید نشان داده شود كه این افسانه فقط وسیله‌ای بوده برای بدترین نوع اخاذی. متوجه شدم كه صهیونیست‌ها پس از جنگ جهانی اول نیز ادعاهایی در مورد كشته شدن میلیون‌ها یهودی سر داده بودند اما دروغ بودن این ادعاها بلافاصله به اثبات رسیده و موضوع به فراموشی سپرده شده بود.
عصبانیت من هم‌چنین به خاطر حملاتی است كه به محققیت مكتب تاریخ حقیقی صورت می‌گیرد، محققینی كه این رویداد تاریخی رخ نداده، ضرب و جرح‌ها، تخریب اموال و مصونیتی كه این جانیان با استفاده از آن در كشور من زندگی می‌كنند را، زیر سؤال می‌برند. تعظیم سیاستمداران، اصحاب رسانه‌ها، روحانیون و دانشگاهیان در برابر این كلاهبرداران گردنفراز مایه ننگ و خفت است. تا زمانی كه می‌توانم سخن بگویم هیچكدام از داستان‌های افسانه‌ای "بازماندگان " از مواجهه با چالش در امان نخواهند بود.
نویسنده با اشاره به تبلیغات و سخنراتی‌های مداوم به اصطلاح بازماندگان " هولوكاست می‌افزاید: اگر جامعه شما نیز به مانند جامعه من است، گاهی اوقات یك یا چند نفر از میلیون‌ها "بازمانده هولوكاست " بدان سر می‌زنند و در مدارس و كلیساها به توصیف رنج‌هایی می‌پردازند كه آلمان‌های شرور بر آنها وارد كردند آن هم در شرایطی كه دنیا در سكوت نظاره‌گر این رفتار بود. شما را نمی‌دانم اما من از ناله‌ها، دروغ‌ها و اخاذی‌های بی‌پایه و اساس آنها دیگر خسته شده‌ام.
دكتر گودوین در ادامه بیان نتایجی كه از تحقیقاتش عاید شده می‌نویس: یقینا تعدادی از یهودی‌ها از عواقب جنگ لطمه خوردند. اما رنج‌های آنها بیش از دیگر مردمان نبود. آنهایی كه مسؤول اعدام‌ها و اخذ غرامت‌ها هستند باید در دادگاه‌ها به علت شهادت دروغ محاكمه شوند. آنها فریاد می زنند كه تمام خانواده‌شان را در جنگ از دست دادند، بقیه مردم نیز خانواده‌های زیادی را در جنگ از دست دادند و حتی اگر یهودی‌ها حقیقت نیز می‌گویند مستحق همدردی بیشتری (یا كمتری) نسبت به بقیه مردم نیستند.
این استاد تاریخ دانشگاه‌های آمریكا در پایان مقاله‌اش می‌نویسد: البته قبول دارم كه احساس همدردی با سپاه خون‌آشام‌های فریبكار كه بر پول‌های اخاذی شده چنگ می‌زنند كار آسانی نیست. ملت آلمان باید از این "گناهی " كه با پستی هرچه تمام به وی نسبت داده شده تبرئه گردد و حافظه تاریخی باید تصحیح گردد. زمان آن فرا رسیده كه به رویارویی با این دروغگوها بپردازیم و آنها را در معرض پرسش و پاسخ صادقانه قرار دهیم. آنها فقط در صورتی وارد این گفتمان خواهند شد كه آن را از ساحت منطق و عقلانیت خارج كرده و به حوزه احساس وارد سازند - كاری كه همیشه انجام می‌دهند. آنها خیلی خوب می‌دانند كه در مباحثه بین منطق و احساس این منطق است كه همیشه بازنده بوده. بدین گونه است كه منتقدین خود را مورد حمله قرار داده و به آنها القابی چون "نازی "، "یهودی‌ستیز " و غیره می‌دهند.



اتاق گاز مورد ادعای آنها!
بدون هرگونه امکانات تکنیکی اشاره شده در متن!



شاید تنها اگر به ادعاهای محققین مكتب تاریخ حقیقی گوش فرا داده شود صحت و درستی آنها نمودار گردد. اما استماع این ادعاها با مخالفت شدید یهودی‌ها و نوكرهای آنها در دولت و رسانه‌ها مواجه می‌شود. تنها جواب آنها بدین تحقیقات انجام حملات شخصی است حملاتی چون ایراد ضرب و جرح (فوریسون)، تخریب ابزار امرار معاش (لویشتر و دیگران) و زندان (رودلف، زوندل و دیگران). باید از خود بپرسیم كه اگر محقین مكتب تاریخ حقیقی احمق‌هایی هستند كه به "صاف بودن زمین " معتقد هستند و اگر یهودی‌ها و طرفداران نظریه نابودی تمام برگ‌های برنده را در دست دارند بنابراین از چه می‌ترسند؟
دكتر گودوین در ادامه مقاله‌ و در بخش نتیجه‌گری می‌نویسد: اگر مؤلف در حین مواجهه با این موضوع عصبانی به نظر می‌رسد دلیلش این است كه واقعا عصبانی هستم. پس از بررسی جنبه‌های مختلف موضوع، مشاهده مدراك مستدل و علمی ارائه شده از جانب محققین مكتب تاریخ حقیقی و شنیدن سخنانی كه اجازه پخش در دادگاه‌های نمایشی پس از جنگ را نیافتند به سادگی بدین نتیجه رسیدم كه این "هولوكاست " چیزی بیش از یك "دروغ بزرگ " نیست. باید نشان داده شود كه این افسانه فقط وسیله‌ای بوده برای بدترین نوع اخاذی. متوجه شدم كه صهیونیست‌ها پس از جنگ جهانی اول نیز ادعاهایی در مورد كشته شدن میلیون‌ها یهودی سر داده بودند اما دروغ بودن این ادعاها بلافاصله به اثبات رسیده و موضوع به فراموشی سپرده شده بود.
عصبانیت من هم‌چنین به خاطر حملاتی است كه به محققیت مكتب تاریخ حقیقی صورت می‌گیرد، محققینی كه این رویداد تاریخی رخ نداده، ضرب و جرح‌ها، تخریب اموال و مصونیتی كه این جانیان با استفاده از آن در كشور من زندگی می‌كنند را، زیر سؤال می‌برند. تعظیم سیاستمداران، اصحاب رسانه‌ها، روحانیون و دانشگاهیان در برابر این كلاهبرداران گردنفراز مایه ننگ و خفت است. تا زمانی كه می‌توانم سخن بگویم هیچكدام از داستان‌های افسانه‌ای "بازماندگان " از مواجهه با چالش در امان نخواهند بود.
نویسنده با اشاره به تبلیغات و سخنراتی‌های مداوم به اصطلاح بازماندگان " هولوكاست می‌افزاید: اگر جامعه شما نیز به مانند جامعه من است، گاهی اوقات یك یا چند نفر از میلیون‌ها "بازمانده هولوكاست " بدان سر می‌زنند و در مدارس و كلیساها به توصیف رنج‌هایی می‌پردازند كه آلمان‌های شرور بر آنها وارد كردند آن هم در شرایطی كه دنیا در سكوت نظاره‌گر این رفتار بود. شما را نمی‌دانم اما من از ناله‌ها، دروغ‌ها و اخاذی‌های بی‌پایه و اساس آنها دیگر خسته شده‌ام.
دكتر گودوین در ادامه بیان نتایجی كه از تحقیقاتش عاید شده می‌نویس: یقینا تعدادی از یهودی‌ها از عواقب جنگ لطمه خوردند. اما رنج‌های آنها بیش از دیگر مردمان نبود. آنهایی كه مسؤول اعدام‌ها و اخذ غرامت‌ها هستند باید در دادگاه‌ها به علت شهادت دروغ محاكمه شوند. آنها فریاد می زنند كه تمام خانواده‌شان را در جنگ از دست دادند، بقیه مردم نیز خانواده‌های زیادی را در جنگ از دست دادند و حتی اگر یهودی‌ها حقیقت نیز می‌گویند مستحق همدردی بیشتری (یا كمتری) نسبت به بقیه مردم نیستند.
این استاد تاریخ دانشگاه‌های آمریكا در پایان مقاله‌اش می‌نویسد: البته قبول دارم كه احساس همدردی با سپاه خون‌آشام‌های فریبكار كه بر پول‌های اخاذی شده چنگ می‌زنند كار آسانی نیست. ملت آلمان باید از این "گناهی " كه با پستی هرچه تمام به وی نسبت داده شده تبرئه گردد و حافظه تاریخی باید تصحیح گردد. زمان آن فرا رسیده كه به رویارویی با این دروغگوها بپردازیم و آنها را در معرض پرسش و پاسخ صادقانه قرار دهیم. آنها فقط در صورتی وارد این گفتمان خواهند شد كه آن را از ساحت منطق و عقلانیت خارج كرده و به حوزه احساس وارد سازند - كاری كه همیشه انجام می‌دهند. آنها خیلی خوب می‌دانند كه در مباحثه بین منطق و احساس این منطق است كه همیشه بازنده بوده. بدین گونه است كه منتقدین خود را مورد حمله قرار داده و به آنها القابی چون "نازی "، "یهودی‌ستیز " و غیره می‌دهند.




هولوکاست واقعی،کشتار 17.5میلیون انسان توسط یهودیان بلشویک می باشد .

اما تنها به هولوکاست دروغین اشاره می شود .






هلوکاست برای یهودیان خیلی خیلی خوب بوده است و آن ها این را بخوبی می دانند.به همین خاطر است که آنها تلاش می کنند تا حقایق را پنهان نگه دارند.اینجا یک عکس وجود دارد که آن ها ادعا می کنند به وسیله یک یهودی که در راه مرگ در اتاق گاز بوده اند،گرفته شده است اما بعدها معلوم شد که آن ها پناهندگان آلمانی در سال 1946 هستند.
1-سرباز نازی موجود در سمت راست به روشنی پیداست که به عکس چسبانده شده است.روشنایی از دو راستا می باشد اما نقطه وسط تاریک است.
2-اگر شما چیزی راجب پرتاب گلوله تفنگ می دانستید،آیا اینقدر به دیوار نزدیک می شدید؟
3-این عکس از روی یک فیلم تبلیغاتی شوروی گرفته شده است که بعدها از آن بعنوان یک مدرک اثبات هولوکاست استفاده شده است.ساختمان موجود در پس زمینه یک ستاره بزرگ بالای خود دارد-احتمالا ستاره سرخ شوروی.همچنین ستاره داود موجود روی لباس کارگران یهودی بیش از حد بزرگ می باشد.بنابراین همه کارهای مربوط به افسانه هلوکاست در شوروی اتفاق افتاد.چیزی که ما واقعا می بینیم چرخه مداوم تبلیغات جعلی شوروی توسط یهودیان صهیونیستی غربی است.




سربازان آلمانی که از کلاه خودهای جنگ جهانی اول استفاده می کنند.اطراف عده ای یهودی که لباس خوب پوشیده اند جمع شده اند.در سمت راست شهروندانی را می توان دید که با قهقهه به یک چترباز آلمانی می خندند.شاید در فضولات باغچه خانه شان به زمین نشسته است!








حالا چند یهودی بزرگ و لعنتی را ببینید!
این یهودیان اعدام شده گویا 8فوت (حدود 2.5 متر!) قد دارند!(اعدام بدون طناب!)
و به آن ها یهودیان Untermenschen می گویند!شاید آن ها آدم مصنوعی یک خاخام محلی بوده اند.و شما نازی های کوتوله چیز دیگری بودید.
در واقع اینجا نویسنده با زبان طنز و کنایه دارد به تقلبی بودن این صحنه اعدام اشاره می کند.




شوخی با اجساد مرده!
به عکس های دروغین بالا دقت کنید.یهودیان لاغر و استخوانی زنده اند یا مرده؟!(بر اثر شیوع بیماری تیفوس)
مقصران زیادی در عملیات نظامی بمباران دیوانه وار و پیوسته آلمان وجود دارد.در واقع پس از پایان جنگ،5 میلیون آلمانی بر اثر گرسنگی مردند.(که اخیرا این آمار تایید شده است.)که این تعداد بسیار بسیار بیشتر از تعداد یهودیانی است که در اردوگاه ها بر اثر بیماری مردند.




1-شما می توانید پس زمینه پشت قربانی را ببینید که با یک قلم رنگ پاش به صورت خمیده و موجدار در آمده است.نه بوسیله ابزار مدرن فتوشاپ
2-او (کسی که عکس را دستکاری کرده) کارش را روی چکمه خوب انجام نداد.شما براحتی می توانید خط برش را ببینید!
3-به لبخند سرباز نازی دقت کنید.





یک روز سخت دیگر در اداره برای مرد شیطانی نازی (کنایه نویسنده)
چطور هنوز بسیاری از مردم وجود دارند که می توانند این عکس های واضح جعلی را که به عنوان مدرک هولوکاست ارایه شده اند،باور کنند؟انسان هرگز با پای اینگونه خمیده،آویزان نمی شود!(سرانجام در سال 1996 تایید شد که این عکس توسط یک کمونیست از آلمان شرقی در سال 1958 ساخته شد.)
اما برای شست و شوی مغزی علیه نازی ها این عکس به عنوان یک عکس واقعی انتشار یافت.این عکس در مستند جغرافیایی ملی در تعطیلات سال 2014 به مردم آمریکا نشان داده شد.




عکس بالا به طور مکرر به عنوان مدرکی از تبعید غیر انسانی یهودیان به اردوگاه ها و نابودی شان نشان داده شد.همچنین در تلویزیون آلمان پخش شد.اما آرشیو عکس اداره فدرال راه آهن آلمان فاش کرد که این عکس واقعا چه چیزی را نشان می دهد.




این عکس یک قطار باری است که جمعیت درون آن پناهنگان آلمانی اند که عازم منطقه Ruhr می باشند و در سال 1946 در ایستگاه هامبورگ ایستاده اند.عکس اصلی بدون دستکاری در ایستگاه هامبورگ آویزان شده است.این عکس در سمت چپ واگن های دوطبقه مسافربری عازم Lubeck و در سمت راست قسمت هایی از ساختمان اصلی ایستگاه را نشان می دهد.و هردو این اجزا روتوش شده و یا از عکس اصلی جدا شدند تا نسخه جعلی را به وجود آورند.




نگاه کنید چگونه دو عکس بالا باهم ترکیب شده تا بی رحمی نازی ها را نسب به کودکان نشان دهد!







در سال 1997،خیال پردازان هولوکاست ادعا کرده اند که عنوان زیر را از منابع اطلاعاتی ورماخت استخراج کرده اند:
یهودیان در حال اعدام شدن هستند.و این را به عنوان یک مدرک تحت عنوان -ورماخت و هولوکاست- ارایه کردند.
توجه:در عکس اصلی -شماره 1- مردی که در سمت چپ تصویر قرار دارد،در حال پیچیدن حوله به دور کمر خود است تا خود را بپوشاند.در حالی که پشتش به دوربین است.اما در عکس شماره 2 تلاش کرده اند با سیاه کاری کردن این جزییات را مخفی کنند.





مجله زندگی هفتگی آمریکا (21/5/1945-صفحه 36) اینگونه نوشت:
بدن تقریبا 3000 کارگر مرده توسط سربازان آمریکا دفن شد.این کارگران مرده در کارخانه های زیرزمینی تولید موشک های V1 و V2 کار میکردند.در حقیقت آنها قربانیان حمله سربازان آمریکایی به Nordhausenدر 4 آوریل 1945 بودند.اگرچه جنگ تقریبا تمام شده بود،شهرهای آلمانی همچنان بمب گذاری می شدند.بنابراین شهر Nordhausen بمب گذاری و تقریبا نابود شد.
(2 روز پیش از تخلیه اردوگاه Bergen-Belsen.)
همچنین نابودی پادگان Boelke که بیماران در آنجا قرار داشتند.






نظرات مطلب
فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره سایت
نویسندگان
امکانات سایت

تصاویر منتخب

nazism

National Socialism