تبلیغات
nazism - کلاوس فیلیپ ماریا شنک گراف فن اشتاوفنبرگ ( Claus Philipp Maria Schenk Graf von Stauffenberg )

کلاوس فیلیپ ماریا شنک گراف فن اشتاوفنبرگ ( Claus Philipp Maria Schenk Graf von Stauffenberg )




هیتلر، در طول زندگی  بارها مورد سو قصد قرار گرفت که مهمترین آنها،  سوء قصد 20 ژوییه سال 1944 میلادی با نام رمز «عملیات والکری» بود.
افسران ارشد آلمانی که برای انجام این سوء قصد هم پیمان شده بودند با توجه به اوضاع جبه های جنگ در سال آخر( 1944میلادی ) می دانستند که در صورت ادامه جنگ آلمان حتما شکست خواهد خورد و از طرفی هم هیتلر حاضر به پایان دادن جنگ و قبول شکست نیست ، بنابراین قصد داشتند با قتل هیتلر رژیم نازی را ساقط كرده و یك رژیم دیكتاتوری محافظه كار با احتمال برقراری دوباره حكومت سلطنتی را مستقر كنند. آنها تصمیم داشتند با غرب صلح كرده اما به جنگ با اتحاد شوروی ادامه دهند. در میان آنها افسران عالی رتبه ای وجود داشت که رهبری آنها با كنت كلاوس فن اشتافنبرگ، رییس ستاد مشترك ارتش های داخلی آلمان بود.
كلاوس فن اشتافنبرگ در افریقا در كنار مارشال رومل جنگیده بود و پس از یك جراحت شدید (یک چشم، دست راست و دو انگشت دست چپ) به آلمان بازگشته بود.
اشتافنبرگ در ملاقات با سه تن از چهره های برجسته مقاومت ( دکتر گوردلر که در صورت موفقیت طرح ترور هیتلر به سمت صدراعظمی آلمان خواهد رسید، ژنرال بک و مردی به نام ویتزلبن) پیشنهاد می کند برای اجرای عملیات خود از طرح والکیری استفاده کنند. والکیری نام عملیاتی بود که بدستور خود هیتلر برای جانشینی او در صورت مرگش برنامه ریزی شده بود .
بر اساس این طرح ژنرال فروم، فرمانده نیروهای ذخیره ارتش در صورت بروز هر حادثه ای برای پیشوا، زمام امور را در دست خواهد گرفت. ژنرال فروم پیشنهاد اشتافنبرگ و دوستانش را رد می کند، اما از لو دادن آنان به نازی ها نیز خودداری می کند.  ژنرال تراسکوو به خط مقدم جبهه فرستاده می شود و اشتافنبرگ در راس طرح ترور هیتلر قرار می گیرد.  اشتافنبرگ ابتدا همسر باردار و چها فرزند خود را به نقطه امنی می فرستد و سپس با دوستانش مشغول تدارک دقیق عملیات در روز 20 جولای می شوند.
نقشه به این صورت برنامه ریزی شده بود که پس از مرگ هیتلر ارتش ذخیره با 1200 نفر نیرو بفرمان ژنرال فروم به حرکت درآمده و پس از بازداشت افسران ارشد اس اس و گشتاپو (گروه وحشت ) و تصرف تمامی مراکز حساس شهر برلین ، کنترل پایتخت و در نتیجه کنترل کل کشور رو در عرض چند ساعت در اختیار بگیرند .
اشتافنبرگ با بمبی که در یک کیف دستی کوچک جاسازی شده بود وارد آشیانه گرگ-نام رمز سرفرماندهی هیتلر- شده كیف حاوی بمب را در نزدیكی هیتلر و در زیر میز کنفرانس می گذارد كه در اطراف آن هیتلر و ژنرال هایش نقشه ها را بررسی می كردند. او سپس به بهانه یك تماس تلفنی خارج شده و فورا عازم برلین می شود تا پس از قتل هیتلر رهبری عملیات جایگزینی هیتلر را بعهده بگیرد. اما درست قبل از عمل کردن چاشنی تاخیری و انفجار بمب پای یكی از افسران که می خواست نقشه جنگ رو برای پیشوا توضیح دهد به كیف می خورد و او كیف را برداشته و آن را در فاصله دورتری قرار می دهد ،درست دقایقی بعد وقتی انفجار رخ داد چهار نفر کشته شدند و 20 نفر مجروح شدند ولی هیتلر تنها دستش زخمی شد ، میزسنگی و قطور كنفرانس مانند یك حفاظ مانع از كشته شدن هیتلر و باقی ژنرال ها شده و او فقط جراحتی سطحی می بیند.
بمب منفجر شده و اعضای کمیته مخفی برای بازداشت نازی ها و به دست گرفتن قدرت به راه می افتند. اما خبر قطعی از مرگ هیتلر نرسیده و بسیاری دودل هستند  از جمله ژنرال فروم که از داده شدن فرمان آماده باش به نیروهای خود توسط اشتافنبرگ و دوستانش به خشم آمده و در مورد مرگ هیتلر هم دودل بوده از همکاری با کودتاچیان سر باز میزند، بناچار اشتافنبرگ ژنرال فروم را دستگیر می کندو ژنرال بک به فرماندهی نیروهای ذخیره منصوب می شود و شروع به بازداشت کلیه افراد اس اس و به دست گرفتن کنترل برلین می کند. همه چیز طبق برنامه ولی با کندی در حال انجام بود مشکل اساسی دودل بودن تمامی کودتاچیان بود که هیچ خبری دقیقی در رابطه با کشته شدن هیتلر نداشتند .  همپیمانان عاملان سوءقصد كه از سرنوشت هیتلر بی اطلاع بودند در به دست گرفتن قدرت تردید به خرج می دادند و این بزرگترین مشکل اشتافنبرگ بود،  در این هنگام ژنرال ورنر که برای بازداشت افسران عالی رتبه اس اس اعزام شده بود در یک تماس تلفنی با هیتلر از زنده بودن وی آگاه و از جانب شخص پیشوا دستور بازداشت اشتافنبرگ و کلیه همقطارانش را دریافت می کند.
ژنرال ورنر بعد از آزاد کردن افراد اس اس به سرماندهی اشتافنبرگ حمله کرده و تمامی آنان را دستگیر می کند. به ژنرال بک اجازه داده می شود تا خودکشی کند،  اما اشتافنبرگ، البریخت، هافتن و کوئیرنهایم دستگیر و پس از بازجویی به جوخه آتش سپرده می شوند. پیشوا  به اس اس ماموریت میدهد تا کلیه عاملین این کودتا را سریعا دستگیر و مجازات کند،  در این هنگام یکی از بزرگ ترین عملیاتهای پلیسی و اعتراف گیری در جهان برای ردگیری تمامی مخالفان داخلی نازی ها شروع می شود  و در ک
متر از 24 ساعت تعداد زیادی از کودتاچیان دستگیر می شوند.  آدمیرال ویلهلم كاناریس به اردوگاه مرگ فلوسنبورگ اعزام شده و در آنجا به دار آویخته می شود.  ژنرال تراسکوو نیز بعد از شنیدن خبر ناموفق بودن طرح با انفجار نارنجکی در برابر صورت خود به زندگیش خاتمه می دهد.  کوردلر و ویتزلبن به دار آویخته می شوند. در روز 14 اكتبر سال 1944 میلادی، مارشال اروین رومل كه با عاملان سوءقصد هم پیمان شده بود، ناگزیر به خودكشی می شود اما با توجه به محبوبیت بسیار او،  هیتلر برای رومل مراسم تشییع جنازه رسمی و ملی برپا می كند.  مدتی بعد ژنرال فروم نیز به دلیل اطلاع ندادن طرح توطئه گران پیش از وقوع، اعدام می شود.
در مجموع دست كم 200 خانواده از نظامیان اشرافی پروس توسط نازی ها كشته می شوند. هیتلر پس از این انفجار دچار سنگینی گوش و رعشه می شود که تا آخرین دقایق عمر آزارش می داد و این پایان آخرین اقدام به قتل هیتلر به قصد نجات آلمان توسط نیروهای مقاومت است. یک سال بعد هیتلر با رسیدن نیروهای متفقین به دروازه های برلین خودکشی می کند.
ماجرای طرح والکیری و اقدام سرهنگ اشتافنبرگ جزو استثنا ها بود. در حالی که محققان اقدام به 42 مورد سوء قصد علیه جان هیتلر را کشف و ثبت کرده اند که نزدیک به 15 مورد این اقدام ها به اجرا درآمد و ناموفق بود. این اقدام ها از سوی بسیاری از افسران و مردم آلمان صورت گرفت که دریافته بودند وجود هیتلر به قیمت نابودی کشور و ملت آلمان تمام خواهد شد، پس سوگندی که برای وفاداری به پیشوا خورده بودند را زیرپا گذاشته و در صدد کشتن وی برآمدند. اقدام اشتافنبرگ شاید به دلیل اینکه از سوی یک افسر به شدت میهن پرست- که یک چشم، دست راست و دو انگشت دست چپ را در جبهه از دست داده- صورت پذیرفت، تا این حد مورد توجه قرار گرفت.
“والکیری”ها در اساطیر اسکاندیناوی زنان زیباروی جنگاوری بودند که زره بر تن می کردند و سوار بر اسب در میدان جنگ به دنبال قهرمانان کشته شده می گشتند، آنها را به نزد “اودین” خدای بزرگ برده تا اودین برای جنگِ بزرگ سپاهی از سربازان شجاع و قوی داشته باشد. و همین گروه ویژه هیتلر نیز که قرار بود از مقرب ترین افراد و به عنوان ارتش نجات بخش باشد تبدیل به دستاویزی برای نابودی خود وی قرار گرفت.
گروه Valkyrie از دید اکثر مردم ، افرادی از جان گذشته و فداکار بودند ، از دید بعضی دیگر ( که تعدادشان زیاد نیست ) افرادی خائن به سرزمین خویش بودند که تنها برای منافع پوشیده خود می خواستند هیتلر را از سر راه بردارند. تاریخ وجهه های مختلفی دارد و به همین دلیل باید بی طرفانه نشان داده شود . این حق شماست که به تاریخ از دید خود نگاه کنید
کلاوس فیلیپ ماریا شنک گراف فون اشتافنبرگ (1944-1916) افسر آلمانی اشراف زاده و چهره شناخته شده طرح ترور هیتلر در 20 جولای 1944 است. طرحی که بر اثر یک تصادف ناکام ماند و اشتافنبرگ و بسیاری جان شان را بر سر آن باختند و اینک قهرمان های ملی آلمان محسوب می شوند. بدیهی است این قهرمان ها سر از فرهنگ عامه نیز در آورند و دست مایه کتاب ها و فیلم های زیادی نیز بشوند. دوستدارانش بنای یادبودی برایش ساختند و کتاب هایی نیز نوشتند. در فاصله سال های 1989 تا 2008 بیش از 3 فیلم مستند، دو فیلم سینمایی و یک مینی سریال توسط آلمانی ها درباره اشتافنبرگ ساخته شد، که از میان آنها مینی سریال جو بایر با شرکت سباستین کخ[بازیگر زندگی دیگران] و فیلم آلمانی هالیوودی والکیری با کارگردانی برایان سینگر و با بازی تام کروز در نقش اشتافنبرگ موفقیت بسیاری کسب کردند.
ماه‌ها پس از مرگ اشتافنبرگ، پنجمین فرزند او و نینا، کنستانز، در زندان متولد می‌شود. و نه ماه پس از مرگ شجاعانه‌ی او، برلین سقوط می‌کند و هیتلر در مخفیگاهش به همراه معشوقه‌ اش (اوا براون) ، خودکشی می‌کنند. ماگدا گوبلز، همسر گوبلز، لحظاتی بعد ابتدا فرزندانش و سپس خودش را با خونسردی می‌کشد تا فرزندانش شاهد دنیایی بدون پیشوا نباشند.  و اما در مکان اعدام کلنل اشتافنبرگ پلاکی برنزی و مجسمه‌ای به یاد او نصب شد. روی پلاک جملاتی به این معنا نوشته شده: تو سکوت و ترس را تاب نیاوردی، و پایدار ماندی، جانت را فدا کردی، برای آزادی، عدالت وافتخار.

از فرزندان اشتافنبرگ، برتولد ژنرال می‌شود و فرانز لودویگ موفق به عضویت در پارلمان آلمان و اروپا می‌گردد. کوچکترین دختر او، کنستانز، که هرگز پدرش را ندید در سال ۲۰۰۸ کتابی به یاد مادر نوشت که اتفاقا در آلمان بسیار پرفروش شد. مجله‌ی اشپیگل درباره‌ی این کتاب می‌نویسد: او در مقام یک دختر می نویسد  نه یک استاد،  و لحن دلچسب و ابزار قدرتمندی که بکار می‌گیرد. خواننده را با خود همراه می‌کند.
کنستانز نیز ازدواج کرده و اکنون ۴ فرزند دارد. نینا، همسر کلنل فان اشتافنبرگ در سال ۲۰۰۶ و در سن ۹۲ سالگی فوت کرد. وقتی در گفتگویی درباره‌ی شوهرش از او پرسیدند پاسخ داد: محافظه‌کاران می‌گویند او یک نازی خشن بود و نازی‌ها او را احیاگر محافظه‌کاری می‌دانند. اما درحقیقت، او هیچیک از اینها نبود ...
نظرات مطلب
فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره سایت
نویسندگان
امکانات سایت

تصاویر منتخب

nazism

National Socialism